close
تبلیغات در اینترنت
هدایتِ گمراه/1

سایت شخصی علی اکبری

این یک متن آزمایشی است ، برای تغییر متن به قسمت تنظیمات بلوک های دلخواه > اطلاعیه در زیر منوی سایت مراجعه کنید.

هدایتِ گمراه/1



در زندگی زخم هایی هست كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا خورده و می تراشد و آدمی را از فطرت باطنی خود دور می کند. این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد و غالبا دوایی که برای این دردها وجود دارد عدم وجود صاحب دردیست که در وجود او این درد نهفته است.

 

یکی از این دردها درد پوچ گرایی است که انسانهایی چون هدایت را گمراه و روح منزوی وی را چنان سرگردان می کند که ذلت را می پذیرد.

روزها رنگ خود را به شب باختند، بار دیگر زمین شاهد روح پرورش نیافته ای شد که از مسیر اصلی و فطرت خود خارج و در مسیر خود پرورش نیافت.

روحی که قرار است در کالبد کثیفی به نام صادق هدایت بروز کند که این اسم هرگز برازنده وی نبوده است.

و مقلدان کوری که هدایت را فقط و فقط به خاطر اسمش تا حد امامزادگی پرستش می کنند ولی حتی یک کتاب هم درباره او نخوانداند!!!

 

آری اینها درد است دردی که  واقعا نمی شود به کسی گفت، انگار بغضی گلویم را گرفته و در اوج مظلومیت با نگاهی تلخ گونه هایم را بارانی می کند که چرا مقلدان کور چشمشان باز نمی شود.

 وقتی می پرسی چرا هدایت را دوست داری از قلمش برایت می گوید؛ می گوید:که شنیدام نویسنده خوبی در زمان خودش بوده است و در آخر عمر خود خود کشی کرد و اینکه این حرف ها را برای خود مثبت وقابل افتخار و البته نشانه بروز بودن خود می داند که البته قبل از حرف زدنش قیافه اش برایت راهش را نشان داده است؛آری برای مقلدانی که کور کورانه و فقط به خاطر موج  تبلیغی موقت رنگ می بازند مرغ همسایه غاز است!!!

جغدی که کور بود و کور مرد؛ داستان مردی که در تصوراتش با یکی از اقوام نزدیک پدرش رابطه برقرار می کند؛می گویند:با یکی دو بار خواندنش نمی شود  به این مطلب پی برد، چیزی که خیلی ها فکر می کنند این هنر هدایت است، در حالی که نارسایی قلم وی را نشان می دهد و اینکه شخصیت اصلی اخته ای که در داستان هایش وجود دارد برگرفته از زندگی شخصی خودش بوده است.

"خندا دار است ،خندای تلخ برای دردهایی متناقض که حتی خود نویسنده هم دچارش شده است، که در جایی می گوید: همیشه غربیها "ازما بهترون"هستند!"

آری این درد است، شخصی که هنوز شخصیتی برای خود ندارد بخواهد برای دیگران الگویی باشد که از خود هیچ ندارد.

 شخصی که  هرگز نتوانست خدا که نه حتی خودش را بشناسد و همیشه زندگی خود را در هاله ای از ابهام سپری کرد تا روزی که مرگش فرا رسد.

وقتی در یک چالش فکری به داشته ها،تفکرات و زندگی هدایت از زاویه نگاه خود هدایت نگاه کنیم می یابیم که او  یک دانشجوی دکترا که سال آخر است، کلی از کارهای پایان نامه اش مانده، فشار اقتصادی، در به دری، تکلیفش قراره است  چه بشود؟ و ... ، آقا هر روز سرش را مثل میخ کوب به دیوار می کوبد! 

یک دانش آموز سال اول دبیرستان که سه سالی است رفوزه شدن را دوست دارد و وقتی با کارنامه پیش حاجی بابا می رود، حاجی با نگاهی آرام می گوید: اشکال ندارد پسر! اینها که درس خواندند چه شدند یک مشت آدم منحرف بدبخت که می بینی! زیاد گوش به حرفایشان نده و از انحرافات عبرت بگیر!
سال ها از این ماجرا می گذرد و  یک روز این دانشجوی بدبخت میرود به اداره و میبیند که همان دانش آموز سابق، معاون اداره شده است و خودش را از پنجره بیرون پرت می کند! آقای معاون که دو تا مدرک دکترا هم دارد با این خیال که حاجی وصیت کرده بود مدرک دکترا برا تجارت خوب است، انگشت حیرت بر دهان دارد فکر میکند واقعاً اندرزهای حاجی درست بودا! 

 

جدا از این ها بحث ها، بزرگ کردن شخصیتی چون هدایت بیشتر به خاطر جنبه علمی وی نبوده است بلکه به خاطر تفکرات غلط و البته پوچ گرایی وی بوده است، به خیال اینکه بتوانند در مسیر جوانان پاک این مرز و بوم انحراف به وجود آورند در حالی که کمتر شخص عاقل و با سوادی به این شعار ها رنگ می بازد.

 

به یقین اگر کسی قبل از مرگ هدایت از تفکرات وی آگاهی می یافت محال بود که بخواهد خود را به چنیین شخصی که هرگز برای خود شخصیتی قائل نبود و تا آخر عمر نتوانست حتی خودش را شناخته و تکلیف خود را با خودش روشن کند نزدیکتر کند.و اینکه علت مرگ هدایت را می شود از نوشته های خود نوعی به احساس و البته کمبود محبت به وی و منزوی بودن وی نسبت داد.

 البته اگر پوچ گرایی وی در زمان خود معلوم می شد می توان گفت که شاید می شد به وی لقب سلمان رشدی زمان خود را داد و ...

آری برای یافتن حقیقت باید چشم دل ها را باز کرد و با نگاهی عمیق و با یافتن سیرت و فطرت انسانی که در وجود خود نهفته است به حقیقت واحد پی برد.

 

پ ن:

شما بنویسید... 


هدایتِ گمراه ، صادق هدایت ،

ارسال نظر

گلستان ما می گوید : 1393/11/29 - 17:30

با سلام
مطلب شما با نام شما در بخش یادداشت سایت گلستان ما منتشر شد
با تشکر
منتظر مطالب بعدی شما هستیم

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب مرتبط

عضویت در خبرنامه سایت
about-me
Home
archive
Donate
new-post