close
تبلیغات در اینترنت
معلم باید بنگاه دار نباشد

سایت شخصی علی اکبری

این یک متن آزمایشی است ، برای تغییر متن به قسمت تنظیمات بلوک های دلخواه > اطلاعیه در زیر منوی سایت مراجعه کنید.

معلم باید بنگاه دار نباشد



در میان اصناف مختلف جامعه کسانی هستند که در شغل معلمی به عنوان طلایه داران علم و فرهنگ مشغول هستند، اما از معلمان افرادی یافت می شود که علاوه بر معلمی به شغل دیگری نیز مشغول هستند.

 

در را باز کردم و وارد نمایشگاهی در محله ای که دوران کودکی ام را در آن محل بازی می کردیم شدم، چهره آشنایی که پشت میز بنگاهی مرا به نشستن روی صندلی دعوت می کند.

بغضی گلویم را گرفته است، او مرا نمی شناسد ولی من؟ آری من او را از زمانی می شناسم که در خانه دومم یعنی مدرسه او را پشت میزی دیده بودم که همیشه برایم راههای برزگ را نشان میداد.

اما افسوس می خورم وقتی این دو میز را با هم مقایسه می کنم! میزی که در مدرسه پشتش این مرد می نشست میزی برای تربیت انسانهای فرهیخته و بافرهنگ بود و حالا این میز! میزی برای کسب پول هایی که بعضی وقت ها اگر با دروغ قاطی نشود نان خوری کمی دارد.

آری من او را شناختم ولی او من را هرگز؛ او معلم من است ... آه روزگار چقدر عوض شده است!

گاو صندوقش را بغل دستش دیدم، دیگر به جای کتاب سند جابجا می کند، به جای علمی که در ذهن ها بشیند خانه ای می فروشد که انسانها در آن بنشینند؛ هر دو خوبند اما معلم من چندین سال است که شغلش را نیز به خاطر خانه اش فروخته است.

شخصی که روزگاری مرا به علم دعوت می کرد اکنون با عملش دارد می گوید از علم فرار کن!علمی که برایت سود نداشته باشد چون لباسی می ماند که  تنت را نپوشانیده است.

کمی که صحبت کردیم مرا شناخت، از روزگار گله می کرد و دلیل کارش را تورمی می دانست که به وی اجازه نمی دهد زندگی راحتی داشته باشد.

سعی می کرد خودش را معلم سابق مدرسه نشان دهد گویی انگار از شغلش راضی نبود و فقط از سر اجبار دو میز خود را عوض کرده بود.

برایم گفت: تو نمي‌فهمي زن و زندگي و نداري،تک شغله بودن با خرج خانواده نمی سازد؛ اصلا کسي نمي‌پرسد و هيچ جا مطرح نمي‌شود، من معلم‌ با کدام حقوق زنده‌ ام.

 انگار خیلی حرف داشت من هم فقط حرف هایش را تایید می کردم؛ قبول کردن این تناقض ها برایم سخت است، سخت است اینکه بفهمم شخصی که سالها مرا به علم می خواند اکنون به سمت لقمه نانی می رود که خلاف میلش است.

 سخت تر از آن اینکه بفهمم در کشورم سواد نیز اقتصادی حتی در برخی موارد سیاسی شده است، درس میخوانیم تا به پول برسیم، ولی کمی آن سوتر کسانی هستند پول دارند و فقط مدرک می گیرند.

منظورم آقا زاده هایی است که در این مملکت به قدرت پولشان انواع مدرک ها و پست ها را گرفته و به مردمی می خندند که همچنان برای پولدار شدن می خوانند و می خوانند.

یاد نوشته ای افتام که می گفت:یقین دارم داشتن پول خوشبختی نمی آورد ولی یقین دارم بی پول بدبختی می آورد...

معلم من نیز فروشنده شده است، هم علمش و کتابش و هم شغلش را فروخت؛ او دیگر فقط یک معلم نیست؛ گریه می کنم برای خودم، برای معلمم، برای هر آن کس که بخاطر نداشته هایش از قید داشته هایش می گذرد، درد آور است.

مثل شمعی سوخت تا دانش آموزان را نیز روشن کند، اکنون من برایش می سوزم که دیگر صنف خود را دوست ندارد...

او یک معلم است و بنگاه دار نیست، چون معلم باید معلم باشد؛ معلمی شغل انبیاست.

انتهای پیام/ 


معلم باید بنگاه دار نباشد ،

ارسال نظر

علی می گوید : 1394/9/23 - 14:54

http://upload.tehran98.com/upme/uploads/7269d4fd1068cf471.jpg




نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب مرتبط

عضویت در خبرنامه سایت
about-me
Home
archive
Donate
new-post